السيد علي الحسيني الميلاني

35

داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على "ع" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى)

شمار ، پس به نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله برو و ايشان را از اقدام على آگاه كن . من وارد مدينه شدم و به مسجد رفتم ، در اين هنگام رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در منزل به سر مىبرد و برخى صحابه در كنار درب منزل ايشان اجتماع كرده بودند . آنان گفتند : بريده ! چه خبر ؟ گفتم : خبر خوش ، خداوند پيروزى را نصيب مسلمانان كرد . گفتند : براى چه كارى آمده‌اى ؟ گفتم : در ميان اسرا كنيزى بود كه على او را از خمس غنايم ، براى خود انتخاب كرد ، آمده‌ام تا رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را از اين اقدام على آگاه كنم . گفتند : حتماً اين كار را انجام بده ، زيرا خبرى كه آورده‌اى على را از چشم رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله خواهد انداخت . رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله كه سخنان من و صحابه را شنيده بود با عصبانيت بيرون آمد و فرمود : ما بال أقوامٍ ينتقصون عليّاً ، من ينتقص عليّاً فقد تنقّصني ، و من فارق عليّاً فقد فارقني . إنّ عليّاً منّي وأنا منه ، خلق من طينتي ، وخلقت من طينة إبراهيم ، وأنا أفضل من إبراهيم ، « ذُرّيَّةً بَعْضُها